سین-ما در ذهن خود از هر واژه ای یک تصویری داریم. واژه ی درخت را در نظر بگیرید؛ احتمالا به محض خواندن این واژه یک تنه ی چوبی و چندین شاخه ی پوشیده از برگ های سبز در نظرتان مجسم شده است. 

در همه جا ممکن است تفکر صرف به کمک تنها «تصاویر»، امکان پذیر نباشد. فهم قضایای ذهنی و گزاره های ریاضیاتی با فهمیدن معنای تک تک اجزای آن گزاره و مربوط ساختن این اجزا به هم است. اجزای گزاره های ریاضیاتی نیز می توانند جزو تعریف ها باشند، می توانند جزو اصول بدیهی باشند و یا حتی از دیگر قضایا استخراج شده باشند. 

فهمیدن به کمک استعاره های ذهنی
می گویند نیوتن غولی بوده است!نیوتون جثه ای عظیم و دستانی به بزرگی بیل نداشت، پاهایی غیر عادی و بلند هم نداشت. اینجاست که مفهوم «استعاره» وارد می شود. نیوتن غولی بوده است؛ اما غول در اینجا نه به معنای لغوی اش، بلکه به معنای شخصیت بزرگ و تاثیر گذاری در فیزیک است.

به نظر یونانیان باستان، فهمیدن چیزی نیست جز تحویل کثرت ها به وحدت. فهمیدن آن است که ارتباط بین تعداد زیادی از مفاهیم را (کثرت) دریابیم و همگی آن ها را به یک ریشه ی مشترک (وحدت) برسانیم. یا به عبارتی، فهمیدن احساس شباهت بین داده های پیچیده ی زیادی و یک الگوی آشنا تر است.

فهمیدن همین است: متحد شدن تمامی مفاهیم و معلومات در یک نقطه، و تسلط ذهنی ما بر آن نقطه.
 

 
نظرات
حداقل 50 حرف و حداکثر 200 حرف