seen1.ir
چهارشنبه 18 آذر 1394 - 20:36
نام و نام خانوادگی:محمد ایمانی
تحصیلات:کارشناسی
رشته تحصیلی:مهندسی معدن
توضیحات:دانشجوی انصرافی مهندسی معدن. فعال سایق فرهنگی و روزنامه نگار سابق. در حال حاضر شغل آزاد
نام و نام خانوادگی:حمیده حسینا
تحصیلات:کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی:ادیان وعرفان
توضیحات:دانشجوی ترم پنج ارشد ادیان و عرفان, دانشگاه الزهرا, عضو سابق جنبش عدالتخواه دانشجویی , قایم مقام خواهران حوزه بسیج دانشجویی دانشگاه فردوسی و عضو سابق تشکل مردم نهاد مجمع مطالبه مردمی مشهد.
نام و نام خانوادگی:امین قاسمی فر
تحصیلات:کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی:فقه وحقوق
توضیحات:کارشناسی ارشد فقه و حقوق.مشاور چند مجموعه مالی و کارشناس حقوقی رادیو خراسان
متن میزگرد
سین-
محمد ایمانی:سلام
سخن رو بی فوت زمان شروع میکنم. یاد سه آذر اهورایی شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا و روز تولد جنبش دانشجویی رو گرامی میدارم.

نخست اینکه، نقد جنبش دانشجویی بدون شناخت از ماهیت این جنبش امکان پذیر نیست. از دیدگاه بنده، استقلال، مهمترین هویت جنبش دانشجویی است. این بدان معناست که جنبش دانشجویی باید از قید دولت، سیستم مدیریت دانشگاه و دیگر نهادهای دارای قدرت، مستقل باشد.

جنبش دانشجویی، مطالبات خاص خودش را دارد که ممکن است با مطالبات گروه ها و احزاب نییز همپوشانی داشته باشد، اما این به معنای یکی شدن اینها نیست.

مطالبات جنبش دانشجویی الزاما سیاسی نیست، مطالبات صنفی، بخش فراموش شده جنبش است که بزرگترین انتقاد بنده هم هست

مساله بعدی، ساختن جریانهای هدایت شده ای از بیرون دانشگاه هست که هویت فعالان مستقل دانشجویی را نشانه رفته است، این مساله، شرایط امروز محیط دانشگاه را ایجاد کرد. جوی خالی از شور و کاملا یک دست.

حمیده حسینا:بسم الله الرحمن الرحیم
شاید نقد بنده با شخص دیگری که برای میزگرد ثبت نام کردند متفاوت باشه.نقد بنده بر اساس رابطه ای که پس از ترک تشکل با اعضا داشتم شکل گرفته و ناظر به رفتار اعضای تشکل هاست.البته از اینکه ممکنه نظراتم منسجم نباشه از قبل پوزش میطلبم

به نظر بنده تشکل های دانشجوی که بنده حداقل دو تا از اونهارو تجربه کردم محیطی است که دانشجوها در اون برای مدتی دچار جو آرمانگرایی میشن, حالا احتمالا هر تشکلی بنابر آرمانهایی که براش مهم هست, این اتفاق برای اعضاش می افته که البته به نظر من امر مثبتیه و من نگاه منفی ای نسبت بهش ندارم فی المثل یه تشکل ارمانهای دالتخواهانه داره اعضای اون در طی مدت فعالیتشون, زندگیشون با این عدالتخواهی گره میخوره, و حتی کسانی که قبلا به این شدت اهل دفاع از ارمانهاشون نبودند تحت تاثیر جو غالب قرار میگیرند و طی مدت فعالیتشون به افرادی عدالتخواه تبدیل می شند.

اما به دلیل اینکه تشکل ها عمدتا هییچ تلاشی جهت تعمیق باورها و اعتقاداتشون در اعضای خودشون ندارند, و اگر هم داشته باشند در حد یک سری آموزش های مقطعی هستش که اثری سطحی روی اعضا داره, افراد پس از خروج از تشکل مثل بادکنکی که بادش رو خالی کنی, به کلی از فضای ارمانخواهی ای که در تشکل داشتند فاصله میگیرند. متاسفانه این قضیه حتی در مورد عقاید مذهبی هم دیده میشه اشخاصی رو میشناسم که تا زمانی که توی تشکل فعال بودند پیگیر مسایل اجتماعی و سیاسی بودند و افرادی دغدغه مند محسوب میشدند اما الان که باهاشون رابطه دارم هیچ ربط و نسبتی با گذشتشون احساس نمیکنم. یعنی حتی جوری شدند که مثلا اگر تو یه زمینه ی عقیدتی یا مذهبی یا ارمانی و... تذکر یا توصیه ای بهشون داده بشه به شدت پس میزنند.نقد من بر تشکل های دانشجویی این هست که تقریبا هیچ تلاشی برای تعمیق باورهای خودشون به اعضاشون ندارند, صرفا یک سری فعالیت های مقطعی رو انجام میدهند, بدون هیچ پشتوانه ی علمی, بدون هیچ مطالعه ای متاسفانه خود دانشجوها هم عادت کردند به اینکه کار تشکیلاتی یعنی دادن بیانیه, پخش شب نامه, برگزاری تحصن و تجمع و کنفرانس و نشست و ... و توی برنامه هاشون برنامه هایی نظیر سیر مطالعاتی یا یک سری نشست هایی که حداقل با یکسری اساتید برگزار بشه تا زیر نظر اونها باورهاشون تعمیق بشه و راهی رو که انتخاب کردند بر اساس علم و اگاهی باشه نه جو گرفتگی, چنین چیزهایی وجود نداره تو برنامه هاشون.

محمد ایمانی:من کاملا با انتقاد شما موافق هستم. ما رو نمایی از فعالیت های دانشجویی دهه 50 تا 70 رو هم امروزنداریم. دلیلش تغییر مطالبات نسل جدید هست. از دلایل دیگه میتونم به دست اندازی شدید نهاد قدرت به این حوزه اشاره کنم، اتفاقی که فرصت نبوغ، تئوری پردازی و همزیستی مسالمت آمیز جنبش دانشجویی رو ازش گرفته، به قول قدیمی ها، جنبش دانشجویی رو درگیر نون شب ( حاشیه ) کردند.

حمیده حسینا:البته این دست اندازی نهاد قدرت شاید تو برخی تشکل ها نمود داشته باشه, اما حتی در تشکل هایی که مستقل هستند هم ما همین معضل رو میبینیم, افراد فقط به توپ های توخالی ای تبدیل شدند که به اینطرف و اونطرف می افتند و پاس داده میشوند بر اساس جو قالب! امان از وقتی که این جو بخوابه! دریغ از یک جو آرمان تو زندگیه این افراد.
به نظرم این دردیه که درمانش فقط و فقط دست خود دانشجو هست, چیزی نیست که با بخشنامه و ... و از بالا بشه حلش کرد.
دانشجو باید خودش دلش به حال خودش بسوزه
باید بدونه دوران دانشجویی تو زندکیش چقدر ارزش داره, و در ساختن ایندش چه مادی و چه معنوی چه ارزش والایی داره, بدون مطالعه, بدون اگاهی, بدون درک واقعی و عمقی از ارمانها, دنبال کردن تشکل ها یه بازی بیهودست که فقط عمر انسان رو هدر میده. بله خیلی جذابه که ما با توجه به شور و نشاط جوونیمون بریم داخل تشکلی عضو بشیم و بخاطر دعواهای ساختگی یا سطحی با تشکل های همسایه! نیرومون رو تخلیه کنیم! اما ...
در تشکل های دانشجویی ما بعضا هیچ تلاشی جهت بالا بردن سطح اخلاقی, دینی, فرهنگی و اجتماعی نمیشه!
از تشکل هایی اینگونه, با این شرایط چطور میشه انتظار داشت که بتونن در تغییر سرنوشت کشور مداخله ای داشته باشند؟!

محمد ایمانی:ممنون، نکته خوبی رو گفتید. دانشجو باید خودش مرزهای فعالیت رو بشناسه. ما خودمون اول از همه باید اخلاق فردی و اجتماعی داشته باشیم.
یه قانون طلایی رو باید اینجا متذکر بشم یه فرد تا زمانی که خودسازی نداشته باشه و نتونه به امیال خودش غالب بشه, و روی اونها تسلط داشته باشه, به طور خلاصه تا نتونه خودشو به نحو احسن اداره کنه، نمیتونه یه خونواده رو اداره کنه, و به طور موفق خونوادشو, همسرشو بچه هاشو, مدیریت کنه.
کسی که نتونه خانوادش را مدیریت کنه و به عبارتی عرضه ی این کار رو نداشته باشه توان این رو نداره که بتونه واحد های بزرگتر اجتماعی رو از تشکل گرفته تا شرکت و قالب های بزرگتری چون اجتماع و دولت و ملت رو اداره کنه. پس شاه کلید راهبری جامعه تو خودسازیه, تا هدف خودمونو از زندکی نشناسیم نمیتونیم برای کشورمون هدف تعیین کنیم! اگر هم تعیین کنیم مطمینا هدفی بیراهه و ناقص خواهد بود.

امین قاسمی فر: بنده هم حضور 2 عضو گرامی میزگرد سلام عرض میکنم.عذرخواهم که دیر خدمت رسیدم! البته خانم مدیر بسیار کار خوبی کردن که قبلش خبر دادن که میزگرد از کی شروع میشه! خب بنده بعنوان فردی که در وهله اول زندگی اجتماعی - دانشجویی را بصورت ملموس لمس کرده ام به این صورت عرایضم رو شروع میکنم که:1.بصورت کلی در خصوص فلسفه وجودی و حرکتی تشکل های دانشجویی با فرموده های خانم حسینا کاملا موافقم و قطعا موارد مطروحه نشان از درک بالای ایشان از موضوع رو داره!
2.دوستان پیشنهاد میکنم بعد از ذکر مقدمه بیاین موردی بسیج دانشجویی،جامعه اسلامی و انجمن های اسلامی مستقل رو نقد کنیم.در صورت موافقت اعلام فرمایید.

محمد ایمانی:من برای ادامه بحث این سوال رو طرح میکنم، که از نظر دوستان، جنبش دانشجویی را میتوان متعلق به یک جریان خاص دانست یا خیر؟

حمیده حسینا:به نظر بنده جنبش دانشجویی متعلق به جریان خاصی نیست, اما خودش باید یک جریان فکری رو انتخاب کنه. یعنی متناسب با ارمانهایی که در اولویت برای خودش تغریف کرده, جریانی رو انتخاب میکنه اما نباید دستمایه و وسیله ای بشه برای جریانات مختلف. البته اینها توضیح واضحاته و قطعا همه این رو می دونند.

محمد ایمانی:این دقیقا نقطه آرمانی هست. متاسفانه بخشی از حاکمیت، با برداشت اشتباه و نگاه غلط به ظرفیتهای جنبش دانشجویی، بخش زیادی از این نیروها رو به دلیل اختلاف فکر و سلیقه، از دم تیغ محرومیت از تحصیل، تعلیق و حتی عدم امکان استفاده از شغل دولتی گذروند. که متاسفانه طیف های دیگر فعالان دانشجویی نه تنها نسبت به این مسائل سکوت کردند، بلکه گاهی همراهی نیز کردند. بخشی از رخوت دانشگاه ها به دلیل هزینه زیاد فعالیت دانشجویی هست

حمیده حسینا:به نظر شما این بخشی از حاکمیت که میگید, کارشون مطابق با قوانین کشور بود یا مغایر با قوانین؟ و از جنبه ی دیگه ی قضیه اگه بخوایم قضیه رو مورد سوال قرار بدیم , فعالیت دانشجوهایی که کارت قرمز گرفتند , مطابق با قوانین کشور بوده و فی المثل با شیونی از قانون اساسی در تضاد و تناقض نبوده؟

محمد ایمانی:موارد بسیار زیادی، بوده که به هیچوجه با روح قانون اساسی و قوانین جاری سازگار نبوده. ما موارد بسیاری داریم که به زندان محکوم شدند، تحمل کردند اما بدون هیچ توجیهی و صرفا با تشخیص یک نهاد از ادامه تحصیل محرومند

حسینا:آیا طبق قانون اون نهاد مرجع تعیین حکم هست یا خیر؟ یعنی اون نهاد عملکردش در قوانین تبیین نشده و سرخود و فی البداهه برای افراد حکم تعیین میکنه؟
آیا طبق قانون اون نهاد مرجع تعیین حکم هست یا خیر؟
یعنی اون نهاد عملکردش در قوانین تبیین نشده و سرخود و فی البداهه برای افراد حکم تعیین میکنه؟ و اینکه اتهام تفهیم شده به این دانشجوهای اخراجی مذکور چی بوده؟

محمد ایمانی:مساله اینجاست که برای خیلی از این بچه ها، نهادی تصمیم گرفته که از نظر قانونی اجازه نصمیم گیری نداره، صرفا نهاد تحقیق کننده هستند.
از بحث فاصله نگیریم، در هر صورت بحشی از رخوت فعلی، محصول افزایش هزینه، کاهش تفکرات آرمانگرایانع و خلا عملگرایی هست.

با تشکر

سین
کامنت | داوری | پسندیدن