azadi
شنبه 25 مهر 1394 - 21:31
نام و نام خانوادگی:نظر
تحصیلات:کارشناسی و سطح سه دروس حوزه
رشته تحصیلی:فلسفه
توضیحات:جایگاه علم چیست ?
نام و نام خانوادگی:زهرایی
تحصیلات:سطح سه دروس حوزه
رشته تحصیلی:دروس حوزه
توضیحات:به نظر می رسد که جایگاه علم باید با علم تناسبی عمیق داشته باشد
متن میزگرد
منظور
سلام بر دوستان دغدغه مند و گرامی، در راستای مباحث، سوالی پیش آمد که فکر میکنم ابتدا باید سر آن بحث شود : جایگاه علم چیست ?
Z.B,
سلام بر دوستان!
سوال خوبی را مطرح کردید که شاید بتوان به عنوان نخ مباحث طرح شده بر روی آن بحث کرد
به نظر می رسد که جایگاه علم باید با علم تناسبی عمیق داشته باشد.مثل اینکه هر غذایی ( به معنای مطلق غذا که هم شامل مادیات و هم شامل معنویات میشود ) دارای ظرفی متناسب با آن غذا ست. به نظر میرسد که جایگاه علم هم از سنخ علم است
چیتی
چه سواله سختی ولی همه ی مشکل از اینجا شروع شد که تفکر سرمایه داری خواست همه چیز رو به سود تبدیل کنه پس الان جایگاه علم یعنی محلی برای کسب سود بیشتر بوسیله ی علم
منظور. با جمع سخن شما و دوست دیگرمان یعنی:از جایگاهی که نشان داده شده تا جایگاهی که هست ،تفاوت از زمین تا آسمان است
بر اساس سخن شما تا اینجا مشخص شد که جایگاه علم با خود علم باید هم سنخ باشد اما هنوز سوال برجاست چرا که جایگاه
بر اساس قیاس مشخص میشود و نه فقط فی نفسه
دقیقا اما نکته مهم اینجاست که اول ماهیت علم باید مشخص بشه بعد وارد مباحث پیرامون آن شد منظور تفکر سرمایه داری و مدرک و دنیا و ماده و... است
بله درسته اما شما علم را با چه چیز میخواهید قیاس کنید ?
سوال به جایی است،چرا که علم از سنخ مجردات(مافوق ماده) است و اگر بخواهد قیاسی شکل بگیرد باید با مجردات دیگر ،قیاس شکل بگیرد
Z.B
اما شاید بتوانیم نسبت های علم و مادیات رو تعیین کنیم. مثلا جایگاه و مقام و مدرک وپول ، همه از امور مادی اند و علم، از امور کاملا غیر مادی; و میان آنها حتما باید نسبتی باشد که یکی دیگری را در پی دارد
مثل نسبتی که میان تفکر و غذا خوردن وجود دارد که به واسطه نیروی جسمانی غذا، بدن، آمادگی برای تفکر پیدا میکند و از طرفی همین بخشی از تفکر، موجب تولید غذا میشود
. منظور
درسته ،اگر برای علم تعریفی مافوق ماده قائل بشویم ،در اصل میتوان قیاسی بین مافوق ماده با عالم پایینش(خود ماده) برقرار کرد
اینگونه بخشی از جایگاه علم با قیاس به ماده مشخص میشود ، که کاملا مربوط به بخشی از سوال اصلی است
تا اینجا جایگاه علم(مافوق ماده) و هم سنخ های علم(مجردات) مطرح شدند(البته بسیار کوتاه) .سوال دیگری مطرح است که هدف علم آموزی چیست ?(تا بتوان گفت که کسب مقام و ... را در بر میگیرد یا نه)
Z.B
قطعا کسی میرود سراغ علم که مناسبتی با علم داشته باشد در غیر اینصورت حیوانات هم میتوانستند عالم شوند اما چون سنخیت و مناسبتی با آن ندارند به سوی علم نمیروند
مثل آهن ربا که هم سنخ خود را جذب میکند و امثال پلاستیک و پارچه را جذب نمیکند پس نتیجه آنکه، انسانی که صاحب اندیشه و سنخیت با علم است به سراغ علم میرود.وقتی این مطلب یعنی عالم مشخص شود می توان راجع به هدف علم آموزی بحث کرد
اگر بحثی در پیرامون شخص عالم نیست وارد بحث هدف علم آ موزی شویم ?!
منظور
یعنی چی انسان هم سنخ علم است? (درحالی که انسان نیز در عالم ماده زندگی میکند ) از کجا میگویید حیوانات هم سنخ علم نیستند?
Z.B
از آن جهت انسان با علم تناسب دارد که خود دارای عقل و فکر و اندیشه است. پس میتوان گفت انسان دارای تناسب با مجردات و علم هست.از جهت اندیشه و فکر . اگر بخواهیم مثالی بزنیم ، اینکه انسان دیدنی ها را از طریق چشم. شنیدنی ها را از طریق گوش و هرچیزی را از طریق درازه هم سنخ خود دریافت میکند ، گمانم بر این است که علم را هم، انسان از طریق همین دروازه هم سنخ، یعنی اندیشه و تفکر دریافت میکند .
اما حیوانات اگر هم با علم سنخیت داشته باشند سنخیتی دور دارند ،زیرا ما میبینیم که خانه میسازند ، مکر برای شکار میریزند و... اما هیچ گاه دیده نشده حیوانی، پژوهشگاه علمی راه بیاندازد یا در مورد اشیاء پیرامون خود تحقیقات دقیق علمی کند
منظور
متوجه نشدم،شرمنده به یه نحو دیگر توضیح میدهید? پس حیوان یه نحو از سنخیت را با علم دارد(هرچند دور) اما این سنخیتش به اندازه ی انسان نیست
Z.B
یعنی تناسب انسان با علم، اندیشه ، تعقل و تفکر اوست که مادی نیست ، هرچند که انسان بدن و ماده داشته باشد، اما بخشی از انسان است نه تمام وجود انسان ،
در اصل روح انسان که اصل انسان است علم دریافت میکند نه بدن او .بله همه موجودات با علم در ارتباط اند اما ارتباط انسان بسیار عمیق تر و بیشتر و نزدیک تر است
منظور
بدن انسان علم دریافت نمیکند? مگر نمیگویید همه ی موجودات?
Z.B
خیر بدن سنخیتی با علم ندارد که دریافت کننده علم باشد مانند پلاستیک که کشش و جاذبه آهن ربا را دریافت نمیکند چون سنخیتی با آن ندارد
سایر موجودات هم از جهت روحی که دارند با علم در ارتباط اند، نه جسم و ماده شان، که البته روح انسان به مراتب قوی تر از سایر موجودات است
Z.B,
حالا با این مباحث در صورتی که مورد قبول باشد ، به نظرتان هدف از علم آموزی چیست ?
. منظور, [۱۵.۰۹.۱۵ ۱۴:۲۸]
[Forwarded from . منظور]
منظور
جسم انسان مانند گیاهان و رستنی هاست است،نه اینکه فقط جسم و ماده باشد.با این حال (بخاطر احتمال دور شدن از بحث) هدف علم آموزی به طور کل شاید این است که تمام وجوهات یک انسان ،مجرد شود
Z.Bچون بحث بسیار دقیق است مقدمات زیادی را برای ارائه میطلبد که به قول خودتان باشد تا وقت دگر
Z.Bبه نظرتان با این مقدمات هدف از علم آموزی چیست ?
Z.B,
???
منظور
آیینه ی تمام نمای حقیقت شدن
یعنی هم سنخ مجردات و مافوق مجردات شدن
Z.B
ارتقا سطح آگاهی و کشف حقیقت
پس با این اوصاف این سوال مطرح میشود که
ادامه تحصیل برای توسعه دانش و مهارت یا کسب عنوان وجایگاه اجتماعی؟؟
منظور]
دقیقا، این مقام و مدرکه که وابسته به علم آموزیست و نه اینکه علم آموزی وابسته به مقام و مدرک باشه، با توجه به نتایج بحث، ما بدنبال تحصیل علم میرویم برای توسعه ی خود علم و هدف علم، در انتخاب طریقه ی علم آموزی نقش بسزا دارد ،البته کسب مقام و مدرک فی نفسه خوبه، منتهی اگر هدف بشود با مطلوب حقیقی علم آموزی در تناقض است
zib
آدم ها همیشه دنبال انسانهای پخته و رسیده و بالغ در علم هستند نه افرادی که صرفا مدرک دارند، چون مدرک کاغذ پاره ای بیش نیست
و افرادی که علم فراوان با عمق بسیار دارند، حتی اگر مدرک دانشگاهی هم نداشته باشند، افراد به سمت ان عالم جذب خواهند شد. من افرادی را میشناسم که دانشمند و ذوالفنون هستند اما مدرک دانشگاهی ندارند و اکثر افرادی که او را میشناسند در پی او و علوم او هستند
غرض اینکه جایگاه اجتماعی برای یک عالم ،وقتی بوجود میآید ،که در علم خود پخته شده و به بلوغ لازمه برسد نه اینکه به صرف مطالعه چند کتاب ،توهم عالم بودن پیدا کند . بنا بر این علم ،با خود جایگاه اجتماعی و حتی ثروت می آورد اما اصل و هدف نباید واقع شود .
من با حرف شما موافقم که کسب جایگاه اجتماعی بسیار سخته چون باید در علم به پختگی رسید .اما کسانی که به واسطه مدرک به جایگاه اجتماعی میرسند شاید ابتدا مردم به سمت او بروند اما بعد از مدتی او را رها خواهند کرد زیرا یک میوه نارسیده هر چقدر هم خود را رسیده نشان دهد در آخر همه متوجه کالی آن خواهند شد
در اصل هدف اصلی ارتقاء سطح آگاهی و فرع آن نتایج مادی ست .
. منظور]
سوال قابل تامل و مهمی ست که به نظرم بیشترین بار آن بر دوش خود شخص است .چون آدمها خود انتخاب میکنند که چگونه و به چه هدفی به دنبال علم یا هر چیز دیگری بروند
Zib
و البته مدرک گرایی ارتباط نزدیکی با مادی گرایی دارد که به نظر بنده اکثر افراد مدرک گرا از مذهبی و مسلمان تا غیر مذهبی و غیر مسلمان ، مادی گرا هستند و درک درستی از علم و نظام عالم ندارند
. منظور,
پس در پی مدرک بودن (که میتواند یاریگر تحصیل علم و توسعه اش باشد) میتواند با هدف(تحصیل علم) در تناقض نباشد ، به شرط اینکه خودش(مدرک) هدف نباشد.که اگر هدف شود اصطلاح مدرک گرایی به کار می رود
.
کامنت | داوری | پسندیدن